تبلیغات
شمال شهر - یک مادر معتاد
یکشنبه 1 بهمن 1391  12:50 ق.ظ
نوع مطلب: (خاطرات ،اعتیاد ،) توسط:

امروز یکی از بچه ها زنگ زد گفت اون خانمی( مربوط به پست بچه های بزرگ) که با بچه هاش چند روز پیش فرستادیم تو اون خونه جدیده متاسفانه معتاد به شیشه از آب دراومده! میگفت هیچ وقت از خودش نپرسیده ولی اینبار که از زینب پرسیده بود؛ فهمیده بود که معتاد به شیشس.
اینو که گفت واقعا انگار یه سطل آب سرد ریختن روی من. حالا فهمیدم چرا هی میرفتن شمال شهر و بر میگشتن...
البته خودش قسم خورده بود که می خواد برای اون دو تا بچشم که شده ترک کنه.رفیقم گفت بیایم و یه فرصتی بش بدیم. شاید واقعا می خواد ترک کنه. اگه واقعا ترک کنه که خیلی عالی میشه...
اما من دیدم و میدونم که ترک کردن شیشه یعنی چی...ترک کردن شیشه خیلی خیلی اراده میخواد.
حالا می خوایم فردا بریم باش اتمام حجت کنیم. می خوایم بریم که یا بش بگیم باید برگرده همون شمال شهر پیش همون آشناهاش، یا اینکه باید مرد و مردونه بیاد برای ترک.من که براش دعا می کنم. امیدوارم شما هم از ته قلب براش دعا کنید...


مطالب مرتبط:  گر دست فتاده ای بگیری...- معجزه دعا...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر